خبر #امیرحسین_جیرانی_زاده را اگر پانزده سال قبل میشنیدم, حتما بحال او بعنوان"آدم عاقبت بخیر" غبطه میخوردم, و عمیقا آرزو میکردم "کاش من جای او بودم"...اما همین خبر را وقتی من امروز، منِ بارها نحوه ی مدیریت این قبیل برنامه ها را دیده، و منِ مادر, میشنوم،غبطه نمیخورم.وحشت میکنم.عمیقا ناراحت میشوم و هیچجوره نمیتوانم مسببین این ضایعه ی بزرگ را ببخشم..ب مادری فکر میکنم که با چه خون دلی باید در چنین جامعه و زمانه ای, بچه مسلمانِ هدفدارِ نخبه ی تیزهوشِ متواضعِ بفکر کمک ب دیگران تربیت کند..چقدر امیدها باید بسته باشد به این بچه..وحالا چه راحت ازدستش داده..به مملکتی فکر میکنم که مگر چندتا ازین دسته گلها دارد که به این راحتی بدست آبشان میدهد؟به مادرهایی فکر میکنم که بچه های عزیزشان را با کدام اعتماد هرسال میفرستند هیات..و به هیأتهایی که ازین سوانح کم ندارنددانشجوی بیست ساله ی شریف, هنگام باز کردن سیاهی ها(یا بروایتی, تجهیزاتی که برای"افزایش کیفیت صدا!" در گنبد مسجد نصب شده) از نردبان هست متری(یا از لبه ی پنجره گنبد در ارتفاع ده متر) سقوط میکند و..حادثه تلخ است و.وحشتناک.. سهل انگاری در رعایت نکات#ایمنی⭕اما وحشتناکتر آن است که کسانی که میباید پاسخ دهند که چرا آخر شب مراسم,دانشجوی خسته ی بی تجربه را بدون هیچ تجهیزات ایمنی, "هرسال" میفرستید در ارتفاع ده متری؟!… حالا همان موضعی را گرفته اند که گفتم "من پانزده سال قبل" ممکن بود بگیرم!در پیام های تسلیت رییس دانشگاه و رییس نهاد رهبری,و هیات امنای مسجد و... حرفی از عذرخواهی یا پیگیری ماجرا نیست..همه یکصدا میگویند امیرحسین عاقبت بخیر شد!...بعضی بزگترهای هیات حتیمیگویند پدرش از ما ممنون است که بستری فراهم کردیم تا او در آخرت سربلند باشد!!!میگویند
برچسب:
نویسنده: هلیا شریعتی
تاريخ: شنبه
16 بهمن
1400 ساعت: 13:45